پیش فرض ها
27 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : خردنامه همشهری ) اذر 1386 - شماره 21 )(2 صفحه - از 31 تا 32)
تعداد شرکت کننده : 0

گفت‏وگو با دکتر کاظم قاضی‏زاده

خردنامه قبل از اینکه به بحث‏ اصلی وارد شویم،تلقی خود را از مفهوم‏ پژوهش مطلوب قرآنی و عوامل و شرایطی که چنین فعالیتی را شایسته‏ اطلاق نام پژوهش می‏کند،بفرمایید.

پژوهش مطلوب قرآنی ابعاد و عرصه‏های‏ مختلفی را دربرمی‏گیرد؛زیرا قرآن متنی است‏ که ابعاد مختلفی دارد و در حوزه‏های گوناگون، مباحث قرآنی قابل طرح است.قاعدتا در هر شاخه از پژوهش باید شاخصه‏های پژوهش‏ مطلوب در آن زمینه را تعریف کرد.یکی‏ از بحث‏های نسبتا سنتی و قدیمی در حوزه‏ پژوهش‏های قرآنی،پژوهش‏هایی بوده که‏ تحت عنوان علوم قرآنی صورت می‏گرفته است. به کاربرندگان این اصطلاح علومی را مدنظر داشتند که مقدمه فهم قرآن قرار می‏گرفتند؛ مباحثی نظیر وحی،اسامی قرآن،اسباب‏ النزول،مکی و مدنی و...بحث‏هایی که معمولا در کتاب‏هایی علوم قرآنی جای گرفته‏اند.گونه‏ دیگر تحقیقات قرآنی،تحقیقاتی است که از دل قرآن به دست می‏آید؛چه به صورت تفسیر ترتیبی و چه تفسیر موضوعی.شاید بتوان‏ گونه سومی هم به این دو افزود که آن هم نگاه‏ درجه دوم به پژوهش‏های 2 نوع پیشین است. این پژوهش‏ها ذیل عناوینی چون روش‏های‏ تفسیری یا روش‏های تحقیق در علوم قرآنی‏ می‏توانند قرار داده شوند.الان در حوزه پژوهشی‏ اول-یعنی علوم قرآنی-بعضی زمینه‏های‏ پژوهشی گذشته تا حدی به نهایت رسیده‏ و کارهای متعددی در آنجا انجام شده است.

اگر کسی بخواهد در این زمینه،پژوهش‏ مطلوبی انجام دهد باید در نظریه‏ای که‏ نسبت به پژوهش‏های قبلی دارد،اختلاف‏ یا نوآوری داشته باشد وگرنه درباره اسباب‏ النزول و مکی و مدنی و...کتاب‏های متعددی‏ از دیرباز نوشته شده و حرف‏های اساسی زده‏ شده است.بنابراین پژوهش در این حوزه باید با نظریات جدید یا احیانا نقد شبهات جدید همراه باشد اما بخشی که مهم‏تر به‏نظر می‏رسد بخش دوم است و آن علومی را شامل‏ می‏شود که از قرآن قابل اتخاذ است.زیرا قرآن‏ متن هدایت‏گر زندگی بشر و حاوی آموزه‏های‏ مختلف در زندگی انسان است.در این بخش 2 حوزه تفسیر ترتیبی موضوعی هست. در تفسیر ترتیبی با اینکه سابقه طولانی دارد و تفاسیر متعددی نیز به این سبک نوشته‏ شده،هنوز امکان ارائه تفسیر ترتیبی با توجه‏ به مسائل زمان و به‏روزکردن تفسیرهای‏ پیشین و طرح مباحث جدید وجود دارد؛زیرا دوران معاصر با دوران گذشته تفاوت دارد و این تفاوت زمینه کار نو در این حوزه را فراهم‏ می‏آورد.در مورد تفسیر موضوعی،کار می‏تواند جدی‏تر و قوی‏تر باشد.اولا تفسیر موضوعی به‏ یک معنا زمینه‏ای برای استخراج نظریه‏های‏ اقتصادی،اجتماعی و سیاسی از قرآن فراهم‏ می‏آورد و امروزه با توجه به گسترشی که در رشته‏های علوم بشری به‏وجود آمده یا علوم‏ انسانی که به نوعی هدایت‏گر بشرند،تنوع‏ یافته و مسائل جدیدی در آنها طرح شده، قاعد تا پاسخگویی به این مسائل جدید به شیوه‏ تحقیقات میان رشته‏ای بین قرآن و علوم دیگر، زمینه مناسبی است برای پژوهش قرآنی؛بدین‏ معنا که ابعاد مختلف قرآن را از جهت محتوایی‏ برای جامعه امروز بنمایاند و عملا قرآن را در زندگی امروزه و برای جوامعی که نیازمند عالم عبادی قرآن‏اند،به ارمغان آورد.در بخش‏ سوم که در حقیقت پژوهش‏های درجه دوم‏ نسبت به 2 بخش اول محسوب می‏شود، چون نگاه تحقیقی نسبت به پژوهش‏هایی‏ که در 2 بخش قبل صورت می‏گیرد،در آن‏ وجود دارد،قاعد تا زمینه پژوهش نیز زیاد است.و با توجه به پژوهش‏های زیادی که‏ در 2 حوزه پیش انجام می‏شود،پژوهش‏ نوع سوم هم روزبه‏روز زمینه‏اش توسعه‏ می‏یابد.مثلا در زمینه روش‏های تفسیری‏ درگذشته،روش‏های محدودی شناخته‏ می‏شد ولی بعدها که گرایش‏های متعدد طرح شوند،کم‏کم بعضی از این گرایش‏ها در مقام روش نشستند و خودگرایش‏های‏ متعددی به‏وجود آوردند.

خردنامه طبقه‏بندی بسیار خوب و جامعی انجام دادید.سؤال من‏ این است که آنچه به عنوان پژوهش‏ قرآنی در سنت اسلامی از دیرباز مطرح‏ بوده و همچنان نیز ادامه دارد،نگاهش‏ به قرآن،به مثابه متنی مقدس است و مخاطبان آن نوع پژوهش‏ها نیز همواره‏ دین‏داران و مؤمنان بوده‏اند.در واقع‏ این دست پژوهش‏ها،پژوهش‏های‏ درون‏دینی هستند که پژوهشگر و خواننده هر دو دیندارند و از همان زاویه‏ دید دینی و ایمانی به موضوع می‏نگرند. در کنار این نوع پژوهش،پژوهش‏هایی‏ وجود دارند که غالبا در کشورهای‏ غربی،ضمن مطالعات اسلامی یا دینی‏ انجام می‏شوند که به قرآن به مثابه یک‏ متن یا پدیده می‏نگرند؛بنابراین مسائل‏ پژوهشی خود را به گونه‏ای دیگر طرح‏ می‏کنند.در این نوع پژوهش‏ها شاید طبقه‏بندی شما چندان کارایی نداشته‏ باشد؛چون نگاه به موضوع متفاوت است‏ و در نتیجه مسائل تغییر کرده و جواب‏ها نیز عوض می‏شوند.این نوع پژوهش‏ها که‏ در کشورهای اسلامی نیز با الگوگیری از روش‏های غربی چندی است رواج یافته و غالبا رهیافتی پدیدارشناسانه یا تاریخی‏ به قرآن دارند را کجا قرار می‏دهید؟این‏ نوع پژوهش،نسبت به پژوهش قرآنی‏ مطلوب چه جایگاهی دارد؟قاعدتا معیارها و ضوابط این سنخ از پژوهش‏ها با پژوهش‏های سنتی اسلامی متفاوت‏ است.

تفاوت عمده‏ای که میان پژوهش‏های قرآنی‏ مستشرقان و پژوهش‏های قرآنی متدینان‏ (نگوییم مسلمانان چون بعضی مسلمانان‏ هم به شیوه‏های غربی پژوهش می‏کنند) وجود دارد را می‏توان به تفاوتی که از دوران‏ قدیم میان فلسفه و کلام وجود داشته،تشبیه‏ کرد.عملا در اسلام هم متکلم داشته‏ایم و هم فیلسوف.تفاوت اساسی میان متکلمان و فیلسوفان در نگاه به مسائل مبدأ و معاد و...این‏ است که متکلمان با توجه به اینکه به نتیجه‏ اعتقاد داشتند،دنبال دلایلی می‏گشتند که‏ نتیجه را ثابت کند اما فلاسفه خود را از ابتدا مستلزم به نتیجه نمی‏کردند؛گرچه عملا و پس از روند فلسفه‏ورزی،خودبه‏خود به ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی